|
موضوع:اسماعیلیه
نویسنده:رحمت ا...بخشی
اسماعيليه فرقهاي است که بعد از امام جعفر صادق(ع) بوجود آمد امام صادق(ع) در سال 148هـ به شهادت رسيد و عدهي قائل به جانشيني فرزندش اسماعيل شدهاند ولي آنچه اکثر مورّخين نوشتهاند اينست که اسماعيل قبل از پدرش در سال 145هـ فوت کرده است. عدهاي از اسماعيليه بر اين عقيدهاند که اسماعيل در زمان پدرش امام صادق(ع) به امامت رسيد و بعد از مرگش امامت به فرزندش محمد بن اسماعيل رسيد. و اين گروه به خاطر اين که رهبرشان به اسم مبارک بود به مبارکيه معروف شد که قرامطه يک شاخه از مبارکيه ميباشد. عقيده قرامط بر اين امر است که محمد بن اسماعيل هفتمين امام و آخرين امام ميباشد و بازگشت او را به عنوان مهدي و قائم انتظار ميکشد اسماعيليه غير عراق در سال 260 دعوتشان را آغاز نمودند که در آن زمان جنوب ايران زير نظر رهبران قرمطي عراق اداره ميشد در منابع اسماعيليه شخصي به اسم ميمون قداح وجود دارد که عده ميگويند وي و پسرش عبدا... ديصاني مذهب و ايراني از شهر اهواز ميباشد. ولي در رجال شيعي ميمون قداح از اصحاب امام باقر(ع) و عبدا... را از اصحاب امام صادق(ع) ميدانند شخصي ديگري که در منابع اسماعيليه وجود د ارد به اسم دندان است که بغدادي ميگويد محمد بن الحسين ملقب به دندان در زندان وال عراق با عبدا... ميمون قداح ملاقات و طرح اسماعيليه را ريخت. اسماعيليه قائل به امامان مستور بودند که تا زمان عبيدا... المهدي در آفريقا امامان اسماعيلي از ترس خلفاي عباسي مستور بودند که چهار نفرند و همچنين قائل به امام مستقر و مستودعاند، امام مستودع امامي است که فرزند بزرگتر امام است و تا زمان امام است که بزرگتر اهل زمانش باشد ولي حق ندارد که امامت را به فرزندانش تفويض نمايد. يکي از شخصيتهاي ديگر در منابع اسماعيليه وجود دارد ابوالخطاب است. ابوالخطاب که به محمد بن ابي زينب و نيز به مقلاص بن ابي خطاب معروف است از موالي است و رابطه نزديک با امام باقر(ع) و امام صادق(ع) داشت اما تکذيب امام صادق(ع) ابيالخطاب را باعث شگفتي شيعيان شد. اسماعيليه داراي نامهاي متعددي بوده که در هر شهري اسم خاص داشته مانند سبعي – قرمطي – مبارکي – راوندي و ... اسماعيليه فعاليت خويش را در خراسان در سال 295 از منطقه غور و غرجستان آغاز نمود و در آخر قرن سوم ابوعبدا... خادم يا ابوحاتم رسما دعوت اسماعيلي را آغاز کرد و به عنوان اولين داعي کل خراسان در نيشابور مستقر شد و در سال 377 ابوسعيد شعراني جانشين او شد که موفق شد چندتن از سران لشکري ولايت را به کيش اسماعيلي درآورد. دوران قدرت اسماعيلي دورههاي خلفاي فاطمي بود که هم از نظر قدرت نظامي رشد کرد و هم از نظر فرهنگ که دانشگاه الازهرا از آن زمان باقي است.
فهرست مطالب
مقدمه
فصل اوّل:
پيدايش اسماعيليه
تولد اسماعيل
اسماعيل در نظر مخالفينش
وفات اسماعيل
منابع اوليه اسماعيل
محمد بن اسماعيل
فصل دوّم:
پيدايش و عقايد قرامطه
قرمطه از نظر لغت و نويسندگان
فعاليت قرامطه
دعوت اسماعيليه در غير عراق
فصل سوّم:
ميمون قداح در نظر خاورشناسان
ميمون قداح و پسرش از ديدگاه مخالفين
ميمون قداح و پسرش در منابع شيعه
آيا ميمون قداح پسرش اسماعيليه بودهاند؟
دندان يا زيدان؟
امامان مستور
امامان مستودع و مستقر
ابوالخطاب کي بود؟
ابوالخطاب در رجال شيعي
اسماعيليان خراسان
فصل چهارم:
خلافت فاطميان در مصر
خلفا فاطمي
حسن صباح
اسماعيليان افغانستان
اسماعيليه به عنوان يکي از مذاهب موجود و زنده جهان، تاريخ طولاني و پرحادثهاي داشته است. که تقريباً به اوايل اسلام برميگردد. يعني زمان که فرقهها و مذاهب اسلامي به تدوين انديشهي خود اشتغال داشتند.
در بين فرق متعدد گذشته شيعي امامي که همه قائل به رهبري اهل البيت(عليه السلام) در جامعه اسلامي بودند تشيع امامي که نقطهاي مشترک بين شيعي اثني عشري و اسماعيليه بود تا زمان امام صادق(ع) از اهميت و اعتلاي خاصي برخوردار بودند. بعد از شهادت امام صادق(ع) عده از پيروان آن حضرت بر اين باور شدند که اسماعيل و يا فرزندش محمد بن اسماعيل امام خواهد بود. لذا فرقه به اسم اسماعيليه بوجود آمد. در رابطه با فرقه اسماعيليه تحقيقات وسيعي صورت گرفته است. دانشمندان مسلمان و غير مسلمان کتابهاي فراوان نوشتهاند که از ميان خاورشناسان ميتوان به راينهارت دوزي هلندي (Reinhardt Dozy) و سيلوستر دوساسي (Silvester Dosacy) فرانسوي و ايوانف روسي اشاره نمود.
و از بين مسلمانان چه اسماعيلي و چه غير اسماعيلي نيز در اين باره کتابهاي زيادي نوشته است که مي توان به جوييني، نوبختي، عارف تامر و ناصر خسرو اشاره نمود و هم چنين از کتاب تحقيقي تاريخ و عقايد اسماعيليه نوشته آقاي دکتر فرهاد دفتري نام برد.
اما آنچه باعث شد نگارنده با آن بضاعت ناچيزي دارد قلم بدست گرفته دربارهي اسماعيليه مطلبي بنويسد کلاسهاي مرکز جهاني علوم اسلامي بود. لذا نوشتاري ميبينيد اولين تحقيقي است که نگارنده انجام داده است. بدين جهت اعتراف ميکنم که داراي نقايص فراواني خواهد بود. ولي در عين حال گام مثبتي است که برداشته شده.
اين نوشتار داراي چهار فصل است که در فصل اوّل پيدايش اسماعيليه، در فصل دوّم پيدايش و عقايد قرامطه، در فصل سوّم ميمون قداح در نظر خاورشناسان و در فصل چهارم خلفاء فاطمي بررسي ميگردد.
فصل اول:
پيدايش اسماعيليه:
اسماعيليه يکي از فرق شيعه است که بعد از امام صادق(ع) بوجود آمد. وقتي که امام صادق(ع) در سال /148 هجري 765 م/ به شهادت رسيد. بنا به ذکر بسياري از منابع که در اختيار است اسماعيل را به جانشيني خود برگزيد.[1]
اسماعيل بزرگترين فرزند امام صادق(ع) بوده است. حضرت به ايشان علاقه شديدي داشته است و همواره اسماعيل را در مورد لطف و محبتش قرار ميداده و روي همين جهت که فرزند بزرگ امام(ع) بوده و حضرت به ايشان ابراز علاقه ميکرده عده گمان کردند که بعد از امام صادق اسماعيل امام ميباشد. ولي اسماعيل قبل پدر بزرگوارش امام صادق(ع) در منطقهاي به اسم عريض فوت نمود که جنازهاش را به مدينه انتقال داد و در بقيع دفن نمود.
امام در حاليکه پايش برهنه بود در تشييع جنازه اسماعيل شرکت کرد و براي اينکه ثابت کند اسماعيل فوت کرده چندين مرتبه دستور داد که تابوتش را زمين بگذارند و امام صادق(ع) صورت اسماعيل را باز ميکرد و به صورتش نظر مينمود. اين عمل حضرت بدين جهت بود که کسي گمان نکند که اسماعيل فوت نکرده است.[2]
عطاالملک جويني ميگويد:«شيعه گفتند: امام معصوم جعفر است و او نص بر پسر خود اسماعيل کرد و بعد از آن اسماعيل شراب مسکري خود جعفر صادق بر آن فعل انکار کرد و روايت است از او که گفت اسماعيل: نه فرزند من است به شيطاني است که در صورت او ظاهر آمده است و نقل ديگر است که فرمود بد ا... في امر اسماعيل بر پسر ديگر موسي نص کرد قوم مذکور که از کيسانيان به روافض نقل کرده بودند خود را بر اسماعيل بستند و از روافض جدا شدند، و گفتند اصل نقي اولست و برابر خدا روا نيست و هر که باطن شريعت بدانست اگر به ظاهر تغافل کند بدان معاقب نباشد و امام خود آنچه فرمايد و کند حق باشد اسماعيل را از آن شراب خوردن خللي و نقصاني نيست، ايشان را اسماعيل نام نهادند و از باقي شيعه به آن اسم مقرر و متظاهر گشتند. و اسماعيل پيش از جعفر صادق رضي ا... عنه والي مدينه را که قبل خلفاي عباسي رضوا... عليهم حاکم آنجا بود با جمع انبوه از معارف و مشايخ مدينه حاضر کرد و اسماعيل را بعد از آن که از دبه عريض که بر چهار فرسنگي شهر است و آنجا وفات کرده بود بر دوشهاي مردمان به شهر آورده بودند با ايشان نمود و محضر بست بر وفات او موشح بخطوط آن جماعت و او را به بقيع دفن کرد.[3]
|